تبليغاتX
سکوتم از رضایت نیست






درد و دل


آثار بجا مانده از يک عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات


آمار وبلاگ



پیشکش!!!

وقتی نگاهت غمگین است قطره های پشت شیشه هم بغض می کنند…………نگاهت بی آواز است حتی باران هم شوقی برای بارش ندارد……..وقتی لبخندت ماتمکده ی چشم های بارانی ات می شود چکاوک حتی در باران هم می میرد……………وقتی نگاه زیبایت بی باران است دیگر آمدن بهار هم بهانه ای می شود برای فصل ها…………مگر میشود غریب باران غم نگاهت را ت…حمل کند و آن را به تنهایی به دوش بکشد؟ وقتی صدای نگاهت دیگر مرا صدا نمی کند………..دیگر هیچ بهانه ای برای لبخند نگاه من نیست………………بگذار حداقل غم غمگینی نگاه تو را به دوش باران بکشم……….می دانم نمی خواهی ولی بگذار سهیم غمگینی نگاهت باشم……………صدای نگاهم که برای غم چشمانت می گرید پیشکش نداشتن من در دل بی انتهایت…………….

[+] نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390 توسط: تینا |



هر از گاه

هر از گاهي مي بينم كه كنارم   

                     نشستي و ولي من بي قرارم

                                      باز با لبخند مي سوزوني منه عاشق

                      هنوزم كه هنوز باور ندارم

هنوزم كه هنوز باور ندارم

                      كه ديگه لمس دستاتو ندارم

                                       كه هر شب غرق شب چشم انتظارم

                       الهي چشماتو غصه نگيره

نلرزه قلب تو طاقت ندارم

                        نلرزه قلب تو طاقت ندارم

                                        هنوز محتاج اون لبخند نازم

                      هنوزم محض تو فردا مي سازم

چرا بال و پرم نمي شه خسته

                       به دورت هر چقدر پروانه باشم

                                         هر از گاهي مي شينم توي خونه

                        باز از نو مي شمارم دونه به دونه

روزايي كه هنوز با من غريبن

                         گرفتن تورو از منه ديوونه

                                           خيلي سخته با تو بودن توي رويا

                         شديم مثل خاطره تمومه دنيام

هر از گاهي آره يادم مي ياري

                          كه نيستي و منم تنهاي تنهام

                                           هنوز محتاج اون لبخند نازم

                          كه حتي چشمامو به اون مي بازم

كه حتي چشمامو به اون مي بازم

 

خيلي سخته با تو بودن توي رويا

شديم مثل خاطره تمومه دنيام

هر از گاهي آره يادم مي ياري

كه نيستي و منم تنهاي تنهام



[+] نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389 توسط: تینا |



زن چیست؟

  

    

   زن ، تو آنی که می خواهم دار و ندارم را به پای تو بریزم. (شکسپیر)       
   زن ، تو فرشته ی روی زمینی ، تو دلرباترین آفریده آسمانی ، تویی یکتا پرتوی هستی که زندگانی ما را

   روشن می کنی . ( آنفونس دولامارتین(       
   
زن یگانه موجودی است که حقیقت عشق پاک را می شناسد ، هرجا و هر وقت مردی یافت شود که بمقامات  

  عالی رسیده باشد ، زنی نیکو نیز همراه اوست. ( شیللر(  
   در زن حادثه ای است که عقل ناقص آن را درک نمی تواند بکند. (آلپون( 
  
زن یک راز دلربایی است که دریچه آن باز است) .  نوالین(        
  
زن مخلوقی است که در او لطیف ترین فضیلت ها را می توان یافت. (جونسون)      
  
زن بهترین و آخرین تحفه آسمانی است. (میلتون)       
   
زن تاج آفرینش است. (هردر)       
   
زن محبوب ترین و عزیزترین پرستش گاه من در زندگی است. (پرنتیس(   
   زن مخزن اسرار خلقت است. (کامال گونزکو(           
 
  زن مانند اقیانوسی است که در برابر کوچک ترین و سبک ترین فشار ها مقاومت نمی کند و سنگین ترین   

   بارها را بر می دارد. (راسموس نیلسن(          
   
روسو می گوید: مرد همان طور می شود که زن می خواهد. اگر می خواهید دارای صفات نیکو و مهر و  

   محبت شوید ، این ها را به زن بیاموزید. (آمه تین(

 



[+] نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 توسط: تینا |



!!! روز پدر مبارک !!!

 

سلام به پدر...... به نبض حيات ! به الگوي صداقت ! به او كه رنج روزگار چهره اش را چروكيده ، دستان پر مهرش را پينه دار كرده ، سلام به او كه از ميان دستانش بوي زندگي مي آيد و بي شك لايق ستايش است و بايد بوسه‌ي مهر را بر دستان خسته اش نشاند !!!!

روز مرد را به همه ي باباهاي خوب تبريك عرض ميكنم

عمري به بلندي خورشيد و روشنايي مهتاب را برايتان آرزومندم....

 



[+] نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389 توسط: تینا |



من جز تو همه چیز را فراموش کردم

 

تنها مانده ام و غریبانه

خاطرات مكررمان را دوره می كنم ....

و به یاد می آورم که شیرینی بودنت را نباید فراموش کنم..

از تو چه پنهان خوب من :

من جز تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو همه چیز را فراموش كردم

بهترينم:

             باش و با بودنت باعث بودن من باش ماه من!!!

¤¤ بي نهايت دوستت دارمممم ياس مهربونم ¤¤



[+] نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 توسط: تینا |



این سوسکا (پسرارو) میبینی....؟؟؟؟

- تا دیروز می گفتن دوست دختر امروز می گن داف (هر چند نمی دونن داف با چه الفیه)

 - تا دیروز موهاشنو با ژل سیخ می کردن امروز با واندوگراف (هر چند شما سوسکا عقلتون به واندوگراف نمی رسه)

 - تا دیروز ابروهاشونو بر می داشتن امروز تاتو می کنن

 - تا دیروز رو کاغذ کاهی شماره مینوشتن امروز بیزینس کارت می دن (هیچ جا هم اعتبار نداره)

 - تا دیروز تریاک رو چراغ نفتی دود می کردن امروز رو شومینه (معتادا هم معتادای قدیم)

 - تا دیروز تو کوچه بن بست قرار می ذاشتن امروز تو کافه تریا (زودم قهر می کنن پولشونو دختره حساب کنه)

 - تا دیروز سقز می ترکوندن امروز اکس می ترکونن (سقزم بهشون توهم می داده)

 - تا دیروز آشغال دم در می ذاشتن امروز خودشونم با اشغالا وا می سن دم در (اونم با عینک دودی)

 - تا دیروز ساعت 9 شب می خوابیدن امروزه اصلا شبا خونه نمی یان که بخوابن(کارتون خواب می شن)

 - تا دیروز مرطوب کننده ی گل پسند می زدن امروز کرم پودر ساویز (خارجی شو می خوای چکار)

 - تا دیروز عطر کبرا می زدن امروز noxa می زنن (ولی بازم بو گند می دن)

 - تا دیروز دخترا رو سوار می کردن امروز به دخترا سواری می دن (خر سواری دلا دلا نمی شه)

 - تا دیروز واسه سگشون قلاده می خریدن امروز واسه خودشون می خرن (واق واقم می کنن)

 - تا دیروز کارت تلفنشونو پرس می کردن امروز سیم کارتشونو پرس می کنن (ولی بازم همراهشون به علت بدهی قطع می شه)

 - تا دیروز ریش آیت اللهی می ذاشتن امروز ریش بزی بزی (گرگم می خورتشون)

 - تا دیروز آتاری بازی می کردن امروز دختر بازی می کنن (همیشه هم گیم اوور می شن)

 - تا دیروز با درو دیوار عکس می نداختن امروز با درو داف! 

 در نهایت..... خدا شفاشون بده ...  

    ===========()()()()()()============()()()()()()============

 



[+] نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389 توسط: تینا |



@ عادت آدمهای موفق 40 @

      

 (1فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

 (2از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

 (3روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

 (5مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 (6سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

 (7به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

 (8سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.

 (9وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.

 (10هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.

 (11خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.

 (12بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

 (13به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

 (14بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.

 (15در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.

 (16آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.

 (17هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.

 (18دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.

 (19ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.

 (20با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.

21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.

 (22وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.

 (23بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.

 (24ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.

 (25براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

 (26در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.

 (27ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.

 (28تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

 (29اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.

 (30از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.

 (31دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.

 (32متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.

 (33انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.

 (34هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.

 (35موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.

 (36هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.

 (37با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.

 (38وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.

 (39کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.

 (40آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.



[+] نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد 1389 توسط: تینا |



چی به روز من آوردی

 

    چي به روز من آوردي                 كه داره اشكام ميباره

                         نو كه هيچي نميدوني                  از من و از سرنوشتم

    ميدونم اصلا نخوندي                  نامه هايي كه نوشتم

                         با چه شوقي عاشقونه                  چشم به راه تو نشستم

    با تو هيچي كم نداشتم                بي تو بدجوري شكستم

                         يا نرو يا اگه رفتي                       خاطراتتو نميخوام

   به خدا اين دفعه رفتي                ديگه دنبالت نميام

                         خسته ام از همه حرفات               به تو هم خوبي نيومد

   برو و منو رها كن                      ديگه صبر من سر اومد

                         ديگه بسمه نميخوام                    كه سراغمو بگيري

    برو كه حقته اين بار                   ديگه از دوريم بميري

                         ميدونم هرجا كه باشم                واسه تو فرقي نداره

    چي به روز من آوردي                 كه داره اشكام ميباره

                          كاش ميشد بازم مي موندي           عشق و ياد من ميدادي

    من از اول ميدونستم                   كه تو از سرم زيادي

                          كاش از اولش ميگفتي                 كه يه روز ميخواي نباشي

    نه وقتي دل به تو بستم               بري و ازم جدا شي

                          توي خاطرم ميمونه                    كه تو رفتي بي بهونه

    به خدا ناله‌ي شبهام                   خون بهاي عشقمونه

                          سرتو بالا بگيرو                          بگو كه عاشقم نبودي

    من برات بازيچه بودم                  تو بگو برام چي بودي

                           ديگه بسمه نميخوام                    كه سراغمو بگيري

    برو كه حقته اين بار                   ديگه از دوريم بميري

                           ميدونم هرجا كه باشم                واسه تو فرقي نداره

    چي به روز من آوردي                 كه داره اشكام ميباره



[+] نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 توسط: تینا |



کل کل با پسر جماعت

انتی چسر خفن

سلااااااااااااااااااااااام به دخمل های ناناز و چسرای خل

شاخص ترین ویژگی های چسر ها

1-چشماشون بیشتر از عقلشون کار می کنه.

2-تا یه دختر خوشکل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.

3-چشمک جزو تیک عصبیشونه.

4-اصولا هفته أی 1 بار شکست عشقی می خورن.

5-اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ در میاره.

6-دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.

7-زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمین.

8-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه .

برین حالشو ببرین



[+] نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 توسط: تینا |



سلام به دخترای ناناز!

یه پسر خوب هیچ وقت وقتی 18 سالش شد واسه گواهینامه وماشین از خونه قهر نمی کنه

 یه پسر خوب از پنجم ابتدایی سه تیغه نمی کنه یه پسر خوب تا نصف شب دختر مردم را زابراه نمی کنه

 یه پسر خوب از 12سالگی جلوی مدرسه دخترانه مثل میله وای نمی ایستد

 یه پسر خوب هیچ وقت داد وهوار نمی کشه وادای مردها را در نمی اره

یه پسر خوب همزمان با 700تا دختر دوست نمی شه وبه همشون قول ازدواج نمی ده

یه پسر خوب خانم ها وسط خیابان بلند نمی کنه ببره...

یه پسر خوب به هر دختر خوبی که رسید پیشنهاد....نمی ده

 یه پسر خوب واسه دختر ها 12345 تا ای دی مختلف واز نمی کنه چون خانم ها می دانند بد مارمولکی هستید

 یه پسر خوب هیچ وقت وقتی ماشینش تو ترافیک گیر می کنه دستشو تا بناگوش تودماغش فرونمی بره

یه پسر خوب هر جا می ره از کوچک یا بزرگ بودن...صحبت نمی کنه

یه پسر خوب روزی 12تا زنو بلند نمی کنه

یه پسر خوب با مامانش سر دوست دخترش دعوا نمی کنه

 یه پسر خوب وقتی چند تا خانم متشخص دارند حرف می زنند نمی اید میان کلام ونمی گوید:منم گلابی ام

یه پسر خوب وقتی صدای دوست دخترش را شنید دلش غش نمی رود

 یه پسر خوب وقتی یک دختر خوب بهش تل نمی ده التماس نمی کنه

یه پسر خوب وقتی یک دختر از اونجا رد می شه چشم هاشو4تا نمی کنه

یه پسرخوب هیچ وقت از 12 سالگی سیگار نمی کشه

یه پسر خوب هیچ وقت دوست دخترش را به خواهرش ترجیح نمی دهد

 یه پسر خوب هیچ وقت قراره بیخود نمی ذاره وقتی گرفته خوابیده

یه پسر خوب به زور از یک دختر خوب ای دی نمی گیره

یه پسر خوب به وبلاگی که بهش مربوط نیست مراجعه نمی کند

 یه پسر خوب وقتی به وبلاگی که بهش مربوط نیست رفت نظر نمی ده

یه پسر خوب وقتی یک وبلاگ ضدپسر دید برای نویسنده اش حرف در نمی اورد که توی عشق شکست خورده

 یه پسر خوب هیچ وقت........اصلا مگه پسر خوب هم وجود داره!!!!!

[+] نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 توسط: تینا |



کد موزيک